من بی طرفم

سلام

سفر تهران خیلی خوووووووب بود. به دیدن دوستان قدیمی و جدید رفتم (که عکساشم موجوده منتهی در سایت مستهجن و بی ادب "کتاب چهره": فیس بوک)، دوستای شاعر رو دیدم و با هنرمندای خوب کشورمون ملاقات کردم. و یه اتفاق خوب هم پیش اومد که با خواننده ی خوب کشورمون صحبتایی کردم که احتمالا ترانه ای از من رو بخونن ولی اسم ایشون رو فعلا نمیگم تا خدا نکرده ریا نشه. نیشخند

 

همونطور که قبل از سفر گفته بودم قصیده ی جدید شاید طنزم رو می نویسم و امیدوارم که خوشتون بیاد. نظر یادتون نره

 

من فاجعه ی قرنم و تکرار ندارم

یک جنس خرابم که خریدار ندارم

بدچهره و بدلهجه و بدنامم و بدخلق

یک خوبی ِ معقول و سزاوار ندارم

هرکس به من افتاد نگاهش درجا مُرد

عزرائیلم، جرئت انکار ندارم

هربار دلم خواست کسی را، راحت رفت

یک همسفر و همدل و همیار ندارم

آن طالع شومی که شنیدید همینست

من سهمی از آدم شدن انگار ندارم

بااینکه پر از دردم و محتاجم و خسته

اما به مقاوم شدن اصرار ندارم

قانون جهانم فقط آرامش محضست

در سلطنتم دزد و خطاکار ندارم

***

اندازه ی دریاست دلم گرچه فقیرم

من بی طرفم گرچه طرفدار ندارم

مردم همه درگیر کمی سوز و بسی سود

من دلخوشی ِ اندک و بسیار ندارم

تاریک ترین گوشه ی تاریخ نشسته م

یک دوستِ روشن جز سیگار ندارم

***

وقتیکه خدا زحمت گفتار ندارد

من هم به خدا فرصت رفتار ندارم:

با پیرزن و دختر و دیوانه بخندم

کاری به بدآموزی این کار ندارم

هرچیز شنیدم به همان وقت بگویم

ترسی که از آزادی گفتار ندارم:

دیروز خری پشت تریبون سیاست#

می گفت که: از گاو شدن عار ندارم

وقتیکه همه در پی کشف خودشانند

پس بنده چرا جرئت اقرار ندارم؟!

بگذار بگویم که کی ام، اهل کجایم

بگذار بدانند گلم، خار ندارم:

من عاشق بی عُرضه ی پرمشغله ای ام

یک مرد نویسنده ام، آثار؟؟ ندارم

از بخت بدم شعر سرودن شده عشقم

یک شاعرم و دفتر اشعار ندارم

***

آرام بگیر ای دل دیوانه ام، آرام

از درصدِ محکومی ات آمار ندارم

بگذار کسی مثل خودت شعر بگوید

چون تاب تماشای تو بر دار ندارم

***

 

تا بوده همین بوده و تا هست همین هست

من فاجعه ی قرنم و تکرار ندارم

___________________________________

# این مصراع به ضرورت و به لطف حضور سانسوریسم می تواند اینطور نیز خوانده بشود:

دیروز خری توی طویله به بقیه

 

 

یه روز خوب نزدیکه

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملیحه سرحدی

می خواهم از خودم بگویم از خودم... راستی چه بگویم؟ بیا و ببین زمینی که هفت سال زعفران داده چه طور میشود؟ مثل نبش قبر جسدی که 300 سال تنهایی اش را با خاک تقسیم کرد

ملیحه سرحدی

می خواهم از خودم بگویم از خودم... راستی چه بگویم؟ بیا و ببین زمینی که هفت سال زعفران داده چه طور میشود؟ مثل نبش قبر جسدی که 300 سال تنهایی اش را با خاک تقسیم کرد

پری غلامی

سفرا بی خطر کار خوبی خوندم بروزم

علي جبرائيلي

درود دوست هميشگي انقد براي دكتري نخون دلتنگيم به روزم با احترام دعوتي

مصطفی غلامی

سلام بزرگوار با یک غزل به روزم و منتظر شنیدن نقد خوب شما

امیر نظام دوست

سلام گرامی [گل] پیشاپیش یلدا مبارک با غزلی به روزم کرم نما و فرود آ ...