آوار

سلام

سید مهدی موسوی برای چندمین بار فیلتر شد و برای چندمین بار برگشت در:

غزل پست مدرن و

 

و قطعه ای قدیمی:

 

هر بار از تو می شنوم شعر کوچ را

- بی اختیار- اشک پدیدار می شود

دستان خالی ام به تو محتاج و بی پناه

دنیا دوباره بر سرم آوار می شود

می گویی از نگاه تو دل می توان برید؟

یا بی تو عشق و عاطفه تکرار می شود؟!

تقدیر ما جدایی و درماندگی نبود

با رفتنت وجود من انکار می شود

هر بار بغض می شکند در گلوی من

صحرا دچار حمله ی رگبار می شود

گفتی نمی شود به تماشای مرگ رفت

بعد از تو این نمی شود انگار می شود

                                                        ***

حالا بیا و بگذر از اندیشه های پوچ

خود را میان حادثه بگذار، می شود

/ 4 نظر / 22 بازدید
عباس رضایی

«روزی اقیانوس می شوم از تنهایی » شاعر : علی عربی (رمائیل) نشر آساره نوبت چاپ:تابستان 1384 قیمت : سه هزار تومان برای تهیه با این شماره تماس بگیرید 09156606013 خاطره پرنده ها پرنده ها از مرز گذشتند برای آمدن اجازه نخواستند که برای رفتن بخواهند دستی بر شانه ام نشست برگشتم پشت سرم هیچ کس نبود باشد با چشم شکسته می روم با کوله پشتی ای که پر از خاطره ی پرنده هاست.

الهه

با رفتنت وجود من انکار می شود[گل]

..

[گل]