تا سحر بیدار

سلام

یه غزل براتون میزارم و همونطور که میدونین جدید نیست نیشخند

 

 

گریه کردم، گریه هم این بار آرامم نکرد #

قرص خوردم، قرص مُرفین دار آرامم نکرد

با خیالت راه رفتم در اتاق خالی ام

عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد 

شعر خواندم، شعر گفتم -صد غزل، صد مثنوی-

عشق و شعر و دفتر و  خودکار آرامم نکرد #

صبح هی تلقین و هی تلقین "بی من رفته ای"،

ظهر و بعدازظهر و شب "انکار" آرامم نکرد

خواستم با یک نفر همبغض درد دل کنم

"دشنه در دیس" ، "از تهی سرشار" آرامم نکرد

خواستم یک بار دیگر دل ببندم، شاید او... 

دل سپردن از سرِ اجبار آرامم نکرد 

خسته بودم، چشم هایم نای خوابیدن نداشت

فکرهای تا سحر بیدار آرامم نکرد

خسته بودم از خودم، از زندگی، از شعرهام

خسته بودم، قهوه با سیگار آرامم نکرد

***

عاقبت دل کندم از دل بستن و چیزی به جز

سر سپردن به طناب دار آرامم نکرد

----------------------------------------------------------------------------- 

#: این دو مصراع از زنده یاد نجمه زارع هستن 

 

یه اتفاق شعری خوب نزدیکه، به گمونم

/ 23 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طلوع سپیده

سلام هرچند دیر اما با غزلی تازه به روزم و منتظر

حسین خسروی

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد این مال مرحومه نجمه زارع نیست!؟با قافیه و ردیفش

صباکاظمیان

درود برای شعرتان ردیف حسی و زیبایی برگزیده اید به دل می نشیند

اشکان

سلام.خسته نباشی.من غزل دوست ندارم و فکرمیکنم غزل فقط مخصوص شاعرای کلاسیک.راستی کلی عکس جالب تو وبلاگم گذاشتم.اگه دوست داشتی یه سری بزن و راجع به عکسا نظر بده.اگه شد بنویس که چه عکسای دوست داری تو وبم بذارم یا اگه ایرادی دیدی واسم بنویس.اگه دوست داشتی میتونی تبادل لینک کنیم برا این کار به قسمت"لینک باکس چیک" سری بزن.منتظرم.ممنون.

سلام خسته نباشید.از وب منم دیدن کنید.

پلیس مبارزه با دزدان شعر

جرات داری شعر یه زنده رو بدزد

مهديه

با خیالت راه رفتم در اتاق خالی ام عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد [قلب]