سرنوشت

سلام به دوستان عزیزم

با یک مثنوی کوتاه اومدم

 

 

سرنوشت را دیدی؟ ما دوباره اینجاییم

بی­‌خیال دلتنگی، غرق آرزوهاییم

 

رو به درد می­‌رفتیم تا غرور با ما بود

ما اسیر شب بودیم؛ مثل روز پیدا بود

 

- بی تو- تازه فهمیدم زندگی خطر دارد

زنده بودن و ماندن بی تو دردسر دارد

 

سرنوشت را دیدی؟ ما هنوز یکرنگیم

با تمام تلخی­‌ها عاشقانه می­‌جنگیم

 

اتفاق زیبایی­‌ست با تو دربه­‌در بودن

در سیاهی شب­‌ها عاشق سحر بودن

 

رو به عشق باید رفت، در مسیر دستانت

سمت لمس دلچسب و دلپذیر دستانت

 

سرنوشت را دیدی؟ بعد از آن همه سختی

سمت عشق برگشتیم؛ پابه­‌پای خوشبختی

 

 

 

/ 37 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sara.p

[لبخند]

...

سلام قشنگ بود...

...

سلام قشنگ بود...

PAYE-BERAHNE

من آپم... میای؟ بیای دیگه.. پلیز[قهقهه]

شهرام کافی

به نام خدای مهربان سلام: با «بهترین آهوی دنیا» در قالب شعر کودک، مشتاق نظرات شما خوبانم.

مهدي صحرايي

سلام دعوتيد به يك خاطره ي ترك خورده

ایزانلو

با عرض سلام و خسته نباشید با یک غزل به روزم و منتظر نقد و نظر شما بزرگوار...[گل]

اصغري فرزقي (كيان)

سلام دوست خوبم مثنوي شما را خواندم ممنون از تشريف فرمايي تان تا هميشه منتظر شما هستم كيان - مشهد

PAYE-BERAHNE

نه داش این چه حرفیه دشمنتون شرمنده.. خوش اومدی..مرسی که اومدی[لبخند]

ذبیح الله محمدی بردبری

سلام استادمعظم وقت بخیرخداقوت وعزت زیادمهربان همراه دست مریزادآجرک الله بسیارعالی دلنشین وزبان الکنه که وصف کنم ماناوپایدارباشید