من و این همه...

سلام

گفته بودم که شعرهای جدیدم رو روز پدر مینویسم براتون و هنوزم میگم ولی خواستم توی این پست کوچولو یه کم با هم بخندیم و شایدم گریه کنیم.

 

اول از همه: فاطمه اختصاری دوباره در اینجاست:

http://havakesh66.persianblog.ir 

 

دوم:

توی اینترنت که میگشتم به چند تا لینک برخوردم که براتون میزارمشون. همشون انگار منن ولی اصلا من نیستن!!

یعنی چی؟؟؟

حالا خودتون متوجه میشین:

محمدرضا صبوری: نویسنده و ناشر!!!

محمدرضا صبوری: شهید!!!

محمدرضا صبوری: سفیر ایران در قرقیزستان!!!

محمدرضا صبوری: مسئول شعبه ی حافظ، تعاونی اعتبار میزان!!!

محمدرضا صبوری: دانشجوی مکانیک!!!

محمدرضا صبوری: جبهه و جنگ؟!!!!!

محمدرضا صبوری: المپیاد ریاضی و کامپیوتر ؟!!!

محمدرضا صبوری: اقتصاد؟!! شانگهای؟؟!!!!

محمدرضا صبوری: کلوب 1

محمدرضا صبوری: کلوب 2

محمدرضا صبوری: دکتر؟؟!!!!

محمدرضا صبوری: آگهی؟؟! سیم کارت رند؟!!!

محمدرضا صبوری: تولید کننده ی برتر سخت افزار؟!!!!!!!!!!

محمدرضا صبوری: قلم هوشمند قرآنی!؟!

محمدرضا صبوری: مدیر امور شعب بانک ملت خراسان رضوی ؟!!

 

حالا اینها نمونه ای هستن از خروار!

چه معروف بودم و نمیدونستم

نیشخند

 

فعلا

/ 4 نظر / 10 بازدید
محمد علی نوری

سلام جناب صبوری.افتخار داشتم که از طریق دوستان دنیای مجازی با شما آشنا بشم.باعث مباهات بندست که میتونم از این طریق به شما دسترسی داشته باشم.اگر تصوراتم درباره شعر اشتباه نباشه بنده هم دست نوشته هایی برای خودم دارم که بیش از اندازه کنجکاوم نظر شما رو در موردشون بدونم.با 4 شعر آزاد در صفحه اصلیم بی صبرانه منتظر حضورتون هستم.قابل بدونید و تشریف بیارید.با تشکر.

س.اکبری

سلام اتفاقا بعداز اینکه ما رو یاد خودت انداختی، با سرچ کردن اسمت به این همه تو برخوردم. منتظر کارهای جدیدت هستم.

رعد

این مزخرفات چی که اینجا مینویسی همه رو مشغول کردی جمع کن بچه ها امتحان دارن[نیشخند]