خورشید تویی

سلام بعد از دو ماه

کم کاری توی زمینه ی شعر و پرکاری توی درس رابطه ای با هم ندارن ولی انگار برای من دومی روی اولی تاثیر گذاشته

دعوتین به 3 رباعی

 

یک آینه پیش روی دنیا بگذار

از چهره اش این نقاب ها را بردار

دنیا تویی و تمام دنیا در توست

تکرار کن آیینگی ات را، تکرار

 

من شاعر لحظه های گنگ خویشم

یک عاشق آشفته ی پرتشویشم

ای کاش نمی سرودم احساسم را

هرشب به همین گناه می اندیشم

 

از شعر من این کنایه ها را بردار

یا از سخنم گلایه ها را بردار

کابوس نشسته جای رویاهایم

خورشید تویی، تو سایه ها را بردار

 

 

خبر خوب خیلی خیلی خیلی نزدیکه

شاید اندازه ی یک ماه

 

/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام رباعی دوم عجیب به دلم نشست... [گل] بروزم. خوشحال میشم سر بزنید...

الهه فیاضی

سلام ممنون از دعوت رباعی ها یتونو بهتر دیدم شاعرانگی مستدام

مهدی سهراب

سلام محمد جان. خوب بود عزیز.توی فیسبوک هم بگذار که ما پیرمردا اذیت مشم ایهمه راه بیم اینجه...:) فکر کردم فن پیجه.کاش بود.سر میزنم بهت رفیق.

مهدی سهراب

سلام محمد جان. خوب بود عزیز.توی فیسبوک هم بگذار که ما پیرمردا اذیت مشم ایهمه راه بیم اینجه...:) فکر کردم فن پیجه.کاش بود.سر میزنم بهت رفیق.

مهدی سهراب

سلام محمد جان. خوب بود عزیز.توی فیسبوک هم بگذار که ما پیرمردا اذیت مشم ایهمه راه بیم اینجه...:) فکر کردم فن پیجه.کاش بود.سر میزنم بهت رفیق.

عسل

یک آینه پیش روی دنیا بگذار از چهره اش این نقاب ها را بردار دنیا تویی و تمام دنیا در توست تکرار کن آیینگی ات را، تکرار [گل][گل][دست][دست]

آشنا:)

شعراتون روون و لطیف و سبک و ..اصن یه چیز دیگس