وابستگی



سلام. بعد از مدت ها 4پاره ای سرودم و در خدمتتونم. نقد فراموش نشه

 

 

خسته‌ام از این همه بی‌طاقتی
عشق گاهی خستگی می‌آورد
من به چشمان تو عادت کرده‌ام
عاشقی وابستگی می‌آورد

عشق تو یک اتفاق پاک بود
در دلم افتاد و من عاشق شدم
فکر می‌کردم که حسی ساده است
بعد دیدم: واقعا عاشق شدم

بعد فهمیدم تو با هر خنده‌ات
مرگ را از طالعم دزدیده‌ای
زندگی در لمس دستان تو بود
زندگی را تو به من بخشیده‌ای

عشق گاهی خستگی می‌آورد
خستگی از لحظه‌های انتظار
با تو بودن ماجرایی ساده نیست
تا فراموشم شود بی‌اختیار

با نگاه عاشق و طوفانی‌ات
زیر و رو کردی دل این مرد را
با همین چشمان زیبایت ببین
آنچه عشقت بر دلم آورد را

باید از تردید و شک‌ها دور شد
کینه می‌کارد همیشه بینمان
دور ما دیوار اگر هم می‌کشند
همسفر برخیز، مقصد: آسمان

دورترها آشیانی امن و بکر
حسرت پروازمان را می‌کشد
کوله‌بارت را بیاور نازنین
راه دارد نازمان را می‌کشد

خوب می‌دانم که در قلب تو هم
جا گرفته حس خوب عاشقی
اینکه با من ماندی و می‌فهمی‌ام
اینکه با من مهربانی، صادقی

خوب می‌دانم کنارت زندگی
مثل رویاهای زیبای منست
با منی از ابتدای عاشقی
با تو هستم تا ابد، تا دوردست

همسفر پرواز را آغاز کن
پلکم از شوق رسیدن می‌پرد
من به چشمان تو عادت کرده‌ام
عاشقی وابستگی می‌آورد

 

خبر واقعا خوبی در راهه

واقعا واقعا خووووووووووووووووب

 

 

 

/ 44 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يلدا

سلام خيال بروز شدن نداريد؟ بروزم. دعوتيد...

مصطفی غلامی

سلام بزرگوار با یک کار کوتاه به روزم ومنتظر خوانش و نقد شما دعوتید...

ماسح

سلام ! به همین سادگی دعوتید! http://hagheghat.persianblog.ir/

ریحانه آخوندزاده

سلام گاهی اتفاقی ما هم به روز می شویم بیا و بخوان و چندکلامی هم حرف بزن. سپاس.

ياسي

عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالي [قلب] مثل هميشه عاشق نوشته هاتم [گل]

یاس جعفری

سلام دعوتید به خوانش اشعارم[گل] پنجره رابازمی کنم خیابانهاتاریکند غروب زهرش راریخته وچراغ راهنمایی هنوز چشمک میزند دیگرنمیگذارم عابران ازجدول چشمهایم رد شوند واین بادهیاهوکند من تنهایی ام رادوست دارم..... [گل]

غریبه تر از همیشه

اومدم سر کوچه تون در خونه تون که بگم آپم خونه نبودی وقتی اومدی و کامنتمو دیدی یه سر بزن و نظر بده [رضایت]

محمد زارعی ، مجری

سلام و درود بیکران بر دوست عزیز و گرانقدرم محمدرضاجان ملقب به آرام امشب آرام آرام آمدم و به چینی نازک تنهایی ات که اکنون دیگر شهر آشوبی شده سری بزنم... صبور باش تا قدم قدم در گلستان اشعارت گام بردارم و با ذوق خویش یکایک رایحه گل واژه هایت را استشمام کنم و از نکهت جان فزای آنها جانی دوباره گیرم.... به امید موفقیت روزافزونت دوستتت : محمدزارعی به ماهم سری بزن IranEjra.blogfa.com [گل]

فریزووووووووووون

دمت گرم پسر واقعا با این شعر حال کردم مخصوصا با این تکه: خوب می‌دانم که در قلب تو هم جا گرفته حس خوب عاشقی اینکه با من ماندی و می‌فهمی‌ام اینکه با من مهربانی، صادقی